أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
14
قانون ( فارسى )
اما اگر كنشها بطور طبيعى صورت نگيرند و بىنظمى در انجام وظايف ويژهء مغز روى دهد ، مىدانيم كه خللى در مغز پيدا شده است و بايد به جستجوى آن پرداخت و به چاره انديشيد . كنشهاى مغز كه آسيب بيند ، از سه حالت خارج نيست : يا مغز در اداى كار ناتوان است ؛ يا كارها نامرتب و مشوّش مىشود و از حالت طبيعى تغيير يافته ؛ يا كنش به كلى از دست رفته است . اگر كنش مغز نيروى خود را تا اندازهاى از دست دهد و مغز در اداى كار خود ناتوان باشد ، و اگر مغز در اداى كنش به كلى عاجز آيد و نتواند كار خود را كم و زياد انجام دهد ! بايد دانست كه از حالات زير خارج نيست : 1 - مغز از سردى آسيب ديده . 2 - به سبب رطوبت و بندآمدگى روان مغز پرمايه ( غليظ ) شده است . كه اكثرا از اين دو حالات خارج نيست . 3 - ولى درصورتىكه گرما به حدى زياد باشد و بر مغز فشار آرد كه نيروى مغز را از بين ببرد مىتوان گرما را هم يكى از سببهاى ناتوانى يا از كار افتادن مغز شمرد . اما اگر بلاى كنشهاى مغز از ناتوانى و از كارافتادگى نباشد و كنشها نامنظم باشند يا بهطور غير طبيعى اما با حركت انسان تناسب داشته باشند بايد دانست كه انگيزهء آسيب يا گرمى است يا خشكى . فصل هفتم نتيجهگيرى از كنشهاى نفسانى و حسى و سياسى و جنبشى كه خواب ديدن نيز از جملهء كنشهاى سياسى به شمار مىآيد مىگوييم : اينگونه كنشها گاهى آسيب مىبينند يا از كار مىافتند يا به سستى انجام مىگيرند تا درهم و نامنظم و غيره مىشوند . اكنون بگذار حواس را شرح دهيم و از حس بينايى شروع كنيم . 1 - حس بينايى : ممكن است از كار بيفتد و ممكن است ناتوان شود ، ممكن است كارش نامنظم شود و از مجراى طبيعى خارج گردد ؛ چنانكه چيزهايى را كه مىپندارد ديده است كه وجود خارجى ندارند . مثلا نقطههاى سياه ، پشهمانندها ، شعله و دود و غيره پيش چشم آيد و در واقع وجود ندارند . چنين رويدادها را بايد بررسى كرد ببينيم آيا بيمارى از خود چشم است يا نه ؟ اگر از چشم نبود و چشم از هر حيث سالم بهنظر رسيد ، پس بايد ريشهء بيمارى را در مغز جستجو كرد ، و براى روشن شدن اين مسئله بايد از رنگ خيالات ناطبيعى نتيجهگيرى كرد . شايد در اينجا سؤالى پيش آيد كه چگونه نقطههاى سفيد ديدن ، دليل بر آن است كه بلغم چيرگى دارد درصورتىكه آن سرد است و درحالىكه شما مىگوييد درهم و برهم ديدن نشانهء گرمى است ؟ در پاسخ چنين پرسشى گوئيم : چنين نتيجهگيرىها بستگى به چگونگى تغيّر مزاج دارد ، نه بر حسب روى آوردن مواد بر نيرويى باشد كه حرارت غريزى در آن كامل و بىكموكاستى است .